تبلیغات
معبود من! زمزمه نام تو امواج خروشان اضطراب را از ساحل طوفان زده قلبم محو می کند. - مطالب v_ gh
معبود من! زمزمه نام تو امواج خروشان اضطراب را از ساحل طوفان زده قلبم محو می کند.
امروز : || یه روز عالی داشته باش! زندگی كوتاهه! قوانین رو بشكن! سریع ببخش! صادقانه عشق بورز و هرگز از چیزی پشیمان نشو كه باعث تبسم تو شده****
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 28 دی 1390 توسط v_ gh | نظرات ()

زندگی جبر نیست؛
اگر بشناسیم چندجمله‌ای محبت و ایثار را
اتخاد ناگسستنی دلهای اهل ایمان را
بسط انسانیت و تجزیه کدورتها و عداوتها را

 اگر دوستیها را جمع، دشمنیها را کم،
شادیها را ضرب و غمها را تقسیم کنیم،
محبتها را به توان برسانیم و کینه‌ها را به زیر رادیکال ببریم،
مفهوم زیبای زندگی را می‌فهمیم.

چندجمله‌ای زندگیتان «تعریف شده‌تر» و اتحاد قلبهایتان مستحکم‌تر باد.




نوشته شده در تاریخ جمعه 2 دی 1390 توسط v_ gh | نظرات ()

چهار اصل کورش کبیر:

دانستم که دیگری کار مرا  انجام نمی دهد پس تلاش کردم.

- دانستم که خدا مرا می بیند پس حیا کردم.

- دانستم که رزق مرا دیگری نمی خورد پس آرام شدم.

دانستم که پایان کارم مرگ است پس محیا شدم.




نوشته شده در تاریخ جمعه 25 آذر 1390 توسط v_ gh | نظرات ()

حرفهای ما هنوز ناتمام   ...

تا نگاه می کنی :
وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی !
پیش از آن که با خبر شوی
لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود
آی ...
ای دریغ و حسرت همیشگی!
ناگهان
چقدر زود

دیر می شود !




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 10 آذر 1390 توسط v_ gh | نظرات ()

من و خداوند هر روز صبح فراموش می کنیم:

"او"       خطاهای مرا

و "من"   لطف او را !!

امروز برایتان اینگونه دعا کردم:

خدایا!

بجز خودت به دیگری واگذارش نکن!

تویی پروردگارش!

پس قرار ده بی نیازی در نفسش!

یقین در دلش!

اخلاص در کردارش!

روشنی در دیده اش!

بصیرت در قلبش!

و روزی پر برکت در زندگیش!




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 30 آبان 1390 توسط v_ gh | نظرات ()

می گویند رسیدن به آرامش هدف است

 باید گفت آرامش تختگاه نوک کوه است آیا کوهنورد همیشه بر آن خواهد ماند ؟

بیشتر زمان زندگی او در کوهپایه و دامنه می گذرد به امید رسیدن به آرامشی اندک و دوباره نهیب دل و دلدادگی به فرازی دیگر.

 ارد بزرگ




نوشته شده در تاریخ شنبه 14 آبان 1390 توسط v_ gh | نظرات ()

به دنبال خدا نگرد خدا در بیابان های خالی از انسان نیست
خدا در جاده های تنهای بی انتها نیست
به دنبالش نگرد


خدا در نگاه منتظر کسی است که به دنبال خبری از توست
خدا در قلبی است که برای تو می تپد
خدا در لبخندی است که با نگاه مهربان تو جانی دوباره می گیرد
خدا آن جاست


در جمع عزیزترین هایت
خدا در دستی است که به یاری می گیری
در قلبی است که شاد می کنی
در لبخندی است که به لب می نشانی


خدا در بتکده و مسجد نیست
گشتنت زمان را هدر می دهد
خدا در عطر خوش نان است
خدا در جشن و سروری است که به پا می کنی
خدا را در کوچه پس کوچه های درویشی و دور از انسان ها جست و جو مکن
خدا آن جا نیست

او جایی است که همه شادند
و جایی است که قلب شکسته ای نمانده
در نگاه پرافتخار مادری است به فرزندش
در نگاه عاشقانه زنی است به همسرش


باید از فرصت های کوتاه زندگی جاودانگی را جست
زندگی چالشی بزرگ است
مخاطره ای عظیم
فرصت یکه و یکتای زندگی را
نباید صرف چیزهای کم بها کرد
چیزهای اندک که مرگ آن ها را از ما می گیرد
زندگی را باید صرف اموری کرد که مرگ نمی تواند آن ها را از ما بگیرد


زندگی کاروان سرایی است که شب هنگام در آن اتراق می کنیم
و سپیده دمان از آن بیرون می رویم
فقط چیزهایی اهمیت دارند
چیزهایی که وقت کوچ ما از خانه بدن با ما همراه باشند
همچون معرفت بر الله و به خود آیی


دنیا چیزی نیست که آن را واگذاریم
دنیا چیزی است که باید آن را برداریم و با خود همراه کنیم
سالکان حقیقی می دانند که همه آن زندگی باشکوه هدیه ای از طرف خداوند  و

بهره خود را از دنیا فراموش نمی کنند
کسانی که از دنیا روی برمی گردانند
نگاهی تیره و یأس آلود دارند
آن ها دشمن زندگی و شادمانی اند
خداوند زندگی را به ما نبخشیده است تا از آن روی برگردانیم
سرانجام خداوند از من و تو خواهد پرسید:

 آیا «زندگی» را «زندگی کرده ای»؟




نوشته شده در تاریخ جمعه 6 آبان 1390 توسط v_ gh | نظرات ()

قالیچه زندگی

زندگی بافتن یک قالیست

نه همان نقش و نگاری که خودت می خواهی

نقشه را اوست که تعیین کرده

تو در این بین فقط می بافی

نقشه را خوب ببین

 نکند آخر کار قالی زندگیت را نخرند

 




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 19 مهر 1390 توسط v_ gh | نظرات ()

بارالهی،

 بارها گفتم و شنیدی و بارها خواستم و دادی، دریغ از یک بار شنیدنت و یکبار خواستی برایت انجام داده باشم؛

خدایا گفتنم بیهوده است، چرا که خود می دانی چه بودم و چه کردم و چه می خواهم

گفتم خدایا از همه دلگیرم! گفت:حتی از من؟

گفتم خدایا دلم را ربودند! گفت: پیش از من؟

گفتم خدایا چقدر دوری! گفت: تو یا من؟

گفتم خدایا کمک خواستم! گفت : ازغیر از من؟

گفتم خدایا دوستت دارم! گفت: بیش از من؟

گفتم خدایا اینقدر نگو من! گفت: من توام تو من




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 6 مهر 1390 توسط v_ gh | نظرات ()

خدایا

مرا ببخش

 تو را می پرستم

ولی هنوز از بت پرستی دست  برنداشتم

هنوز بند بند وجودم باور نکرده  که تورا مرا کفایت می کنی

هر لحظه بتی برای خود می سازم و تصورات خویش را می پرستم.




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 شهریور 1390 توسط v_ gh | نظرات ()

زندگی گره ای نیست که در جست و جوی گشودن آن باشیم. زندگی واقعیتی است که باید آن را تجربه کرد.

این چهار چیز را در زندگیت نشکن: اعتماد، قول، رابطه و قلب زیرا وقتى این‌ها مى‌شکنند صدا ندارند ولى درد بسیارى دارند.

دانستن به تنهایی کافی نیست ، دانسته را باید بکار بست . خواستن به تنهائی کافی نیست ، خواسته را باید عمل کرد .

کودکان اعتماد می کنند ، زیرا هرگز شاهد خیانت نبوده اند . معجزه آنگاه رخ می دهد که این اعتماد را در نگاه پیری فرزانه ببینیم .




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 2 شهریور 1390 توسط v_ gh | نظرات ()

چه خوب می شد اگر ، اطلاعات را با عقل اشتباه نمی گرفتیم

و عشق را با هوس

و حقیقت را با واقعیت

و حلال را با حرام

و دنیا را با عقبی

 و رحمان را با شیطان




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 16 مرداد 1390 توسط v_ gh | نظرات ()

* خوب گوش کردن را یاد بگیریم

                                                                          گاه فرصتها بسیار آهسته در میزنند و ...

**********

*     گر صخره و سنگ در مسیر رودخانه زندگی نباشد

                                                                                                   صدای آب هرگز زیبا نخواهد شد

**********

*اگر یک روز هیچ مشکلی سر راهم نبود ،

                                                                                                                    میفهمم که راه را اشتباه رفته ام




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 6 مرداد 1390 توسط v_ gh | نظرات ()

لحظات شادی خدا را ستایش کن

لحظات سختی خدا  را جستجو    کن

لحظات آرامش خدا را مناجات کن




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 6 مرداد 1390 توسط v_ gh | نظرات ()

این  گونه زندگی کنیم:

شاد اما دلسوز؛ ساده اما زیبا؛

مصمم اما بی خلل؛ متواضع اما  سربلند؛

مهربان اما جدی .




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 23 تیر 1390 توسط v_ gh | نظرات ()

بارالها

به چیزهای  کوچکی خوشحال می شوم

که ارزشی ندارند؛

و از چیزهایی رنج می برم که

بی اساسند؛

این خوشحالی ها و ناراحتی ها دلیل کم ظرفیتی من است.




(تعداد کل صفحات:5)      [ 1 ]   [ 2 ]   [ 3 ]   [ 4 ]   [ 5 ]  
درباره وبلاگ
آخرین مطالب
نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
كل مطالب : عدد
[blogtitle]


تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.

دانلود

شادزیست

قالب وبلاگ

لیمونات

شارژ ایرانسل

تک باکس

دانلود نرم افزار